السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)
10
جبر و اختيار (فارسى)
مى گويند : افعال بندگان براى ايشان غير اختيارى است و بندگان در كردار خود چيره [ جبر ] هستند و اراده ايشان تأثيرى در افعال و اعمالشان ندارد . در نزد اين گروه تفاوتى ميان راه رفتن انسان [ كه اختيارى است ] و حركت دست لرزان [ كه ناخودآگاه است ] و بين كسى كه به سوى پشت بام بالا مى رود [ كه حركتى اختيارى است ] و كسى كه از آن به پائين فرو افتاده است [ كه غير اختيارى است ] وجود ندارد . « 1 » دوم : سخن گروهى چون ابوالحسن اشعرى « 2 » و پيروان او كه تعداد زيادى هستند . اين گروه هنگامى كه زشتى سخن گروه اول را ديدند براى فرار از آن سخن ، چنين گفتند كه : افعال اختيارى بندگان تنها با قدرت خداوند واقع مىشود و قدرت بندگان تأثيرى در آن اعمال ندارد . بلكه خداوند چنين حكم كرد كه در بندگان قدرت و اختيار بيافريند . اگر مانعى نباشد خداوند در بنده خود فعل مورد توانايى او را مقارن با قدرت و اختيار بنده ايجاد مىكند . پس فعل انسان از نظر ابداع و احداث [ به وجود آمدن و تحقق
--> ( 1 ) - از فوايد ابن قيم ص 53 آمده است : « جهم گمان مى كرد كه بهشت و دوزخ از ميان مى روند و ايمان ، تنها معرفت به خداوند و كفر ، تنها جهل به اوست و براى هيچ كس جر خدا فعل و عملى نيست و اعمال بر سبيل مجاز به آفريدگان نسبت داده مىشود . » مراجعه كن : الفرق بين الفرق ص 128 ( 2 ) - ابوالحسن اشعرى بصرى در بغداد زيست و در حدود سال 324 - آنگونه كه در تاريخ بغداد ج 11 ص 346 ذكر شده است در بغداد از دنيا رفت . از ابوبكر صيرمى نقل شده است كه مى گويد : « معتزله سر برافراشته بودند تا اينكه خداوند اشعرى را ظاهر ساخت و آنان را چون روباه به لانه هايشان فرستاد » به هر حال او بزرگترين فرد مذهب معروف اشاعره است .